B ایجاد زیرساخت داده ها - آزمایشگاه خط مشی و حکمرانی govlab
کد B | ایجاد زیرساخت دادهای برای تصمیمسازی
مسئله چیست؟
بسیاری از سازمانها با کمبود مطلق داده مواجه نیستند؛ برعکس، در طول فعالیت خود حجم قابلتوجهی از داده تولید میکنند. دادههای مالی، اداری، عملیاتی، منابع انسانی، فروش، مشتریان، ذینفعان، خدمات، پروژهها، شکایتها، ارزیابیها و مکاتبات سازمانی معمولاً در سامانهها، فایلها، گزارشها و واحدهای مختلف وجود دارند. مسئله آن است که این دادهها اغلب پراکندهاند، با یکدیگر ارتباط ندارند، استاندارد مشترکی ندارند و در زمان مناسب در دسترس تصمیمگیران قرار نمیگیرند.
در یک دستگاه دولتی، دادههای مربوط به مخاطبان، خدمات، بودجه، نیروی انسانی و نتایج برنامهها ممکن است در سامانههای جداگانه و بدون امکان اتصال به یکدیگر نگهداری شوند. در یک شرکت خصوصی، اطلاعات فروش، مشتری، زنجیره تأمین، منابع انسانی و امور مالی ممکن است در اختیار واحدهای مختلف باشد، اما تصویری واحد از عملکرد شرکت ایجاد نکند. در سازمانهای مردمنهاد نیز اطلاعات مربوط به گروههای هدف، داوطلبان، منابع مالی، فعالیتها و اثرات اجتماعی، گاه بهصورت پراکنده، فردی یا غیرقابلتحلیل ثبت میشوند.
در چنین وضعی، سازمان داده دارد اما دانش ندارد. مدیران برای پاسخ به یک پرسش ساده ناچار میشوند از واحدهای مختلف گزارش بخواهند، دادهها را بهصورت دستی کنار هم قرار دهند یا به برداشتهای فردی بازگردند. این وضعیت علاوه بر اتلاف زمان و هزینه، احتمال خطا، تکرار، تناقض و تصمیمگیری نادرست را افزایش میدهد.
مسئله اصلی در این کد، نبود یک زیرساخت مشترک برای تبدیل دادههای پراکنده به اطلاعات قابل اتکا، قابل استفاده و قابل تحلیل است.
راهحل آزمایشگاه
آزمایشگاه خطمشی و حکمرانی به سازمانها کمک میکند تا دادههای پراکنده خود را بشناسند، سامان دهند، استانداردسازی کنند و بهتدریج به زیرساختی برای تحلیل و تصمیمگیری تبدیل کنند.
هدف این مسیر لزوماً ایجاد یک سامانه بزرگ و پرهزینه نیست. نقطه آغاز، شناسایی دادههای موجود، تعیین دادههای اولویتدار، ایجاد زبان مشترک میان واحدها و طراحی حداقل زیرساخت لازم برای پاسخگویی به پرسشهای مهم سازمان است. آزمایشگاه در این فرایند، نقش مشاور و طراح مسیر را ایفا میکند: از نقشهبرداری دادهها و تشخیص شکافها تا طراحی استانداردها، تعریف شاخصها، پیشنهاد شیوههای یکپارچهسازی و آمادهسازی سازمان برای استفاده تحلیلی از دادهها.
آیا دادههای سازمان شما در کنار هم یک تصویر روشن از واقعیت میسازند، یا صرفاً در سامانهها و فایلهای جداگانه انباشته شدهاند؟
مسیر حل مسئله
B1. شناسایی و نقشهبرداری از دادههای سازمان
در نخستین گام، دادههای سازمان، محل نگهداری آنها، واحد مسئول، شیوه بهروزرسانی، سطح دسترسی و کاربرد احتمالی آنها شناسایی میشود. هدف این مرحله، ساختن تصویری روشن از وضعیت واقعی دادههاست.
بسیاری از سازمانها تا پیش از این مرحله، دقیقاً نمیدانند چه دادههایی در اختیار دارند، کدام دادهها تکراریاند، کدام دادهها ناقصاند و کدام دادهها میتوانند برای تصمیمهای مهم به کار روند.
خدمات این بخش شامل فهرست و نقشه دادههای سازمان، شناسایی سامانهها، فایلها و واحدهای تولیدکننده داده، تعیین دادههای کلیدی برای تصمیمهای اولویتدار، و شناسایی دادههای تکراری، ناقص یا بلااستفاده است.
B2. ارزیابی کیفیت، قابلیت اتکا و امکان استفاده از دادهها
وجود داده بهتنهایی به معنای قابلاستفادهبودن آن نیست. دادهها ممکن است ناقص، قدیمی، ناسازگار، تکراری یا دارای خطا باشند. همچنین ممکن است واحدهای مختلف برای یک مفهوم واحد، تعریفها و روشهای متفاوتی به کار ببرند. در این مرحله، دادههای اولویتدار از منظر کیفیت، پوشش، بهروزبودن، سازگاری و قابلیت تحلیل بررسی میشوند.
خدمات این بخش شامل ارزیابی کیفیت دادههای کلیدی، شناسایی خطاها، ناسازگاریها و خلأهای اطلاعاتی، تعریف اولویتهای اصلاح و تکمیل داده، و پیشنهاد استانداردهای اولیه برای ثبت و نگهداری داده است.
B3. ایجاد زبان مشترک و استانداردهای دادهای
یکی از موانع اصلی استفاده مؤثر از داده، نبود زبان مشترک میان واحدهای سازمان است. ممکن است واحدهای مختلف از واژهها، دستهبندیها، کدها و شاخصهای متفاوت استفاده کنند و همین امر امکان مقایسه یا تجمیع دادهها را از بین ببرد. در این مرحله، برای دادهها و شاخصهای اولویتدار، تعریف مشترک، قالب ثبت، کدگذاری و مسئولیت مشخص طراحی میشود.
خدمات این بخش شامل واژهنامه و فرهنگ داده سازمان، تعریف مشترک شاخصها و متغیرهای کلیدی، استانداردهای ثبت، بهروزرسانی و نگهداری داده، و تعیین مسئولیت واحدها در تولید و تأیید داده است.
B4. طراحی مسیر یکپارچهسازی دادههای اولویتدار
پس از شناخت دادهها و استانداردسازی اولیه، مشخص میشود کدام دادهها باید با یکدیگر ارتباط پیدا کنند تا سازمان بتواند به پرسشهای مهم خود پاسخ دهد. همه دادهها الزاماً نیاز به یکپارچهسازی ندارند؛ تمرکز این مرحله بر دادههایی است که برای تصمیمهای کلیدی سازمان اهمیت دارند. برای نمونه، یک سازمان ممکن است نیاز داشته باشد دادههای منابع انسانی را با عملکرد واحدها پیوند دهد؛ یک شرکت ممکن است دادههای فروش، مشتری و موجودی را کنار هم بگذارد؛ و یک نهاد مدنی ممکن است دادههای گروههای هدف، خدمات و اثرات اجتماعی را تلفیق کند.
خدمات این بخش شامل طراحی نقشه ارتباط میان دادههای کلیدی، اولویتبندی دادههای قابل یکپارچهسازی، پیشنهاد مدل مناسب برای تبادل و تجمیع داده، و طراحی سناریوهای اجرایی متناسب با ظرفیت و منابع سازمان است.
B5. طراحی زیرساخت حداقلی داده و دانش سازمانی
در این مرحله، متناسب با اندازه، مأموریت و ظرفیت سازمان، مسیر ایجاد زیرساختی برای ذخیره، دسترسی، بهروزرسانی و استفاده از دادههای اولویتدار طراحی میشود. این زیرساخت میتواند بسیار ساده و مرحلهای باشد یا در سازمانهای بزرگتر به شکل یک پایگاه داده، انبار داده یا سامانه تحلیلی توسعه یابد. هدف آن است که دادههای موردنیاز تصمیمگیران در زمان مناسب، با کیفیت قابل اتکا و در قالب قابل استفاده در دسترس قرار گیرند.
خدمات این بخش شامل نقشه راه ایجاد زیرساخت دادهای سازمان، پیشنهاد سطح مناسب فناوری و سامانههای موردنیاز، طراحی فرایند دسترسی، بهروزرسانی و کنترل داده، و اولویتبندی اقدامات اجرایی کوتاهمدت و میانمدت است.
B6. طراحی سازوکار حکمرانی داده در سازمان
داده زمانی به یک دارایی سازمانی تبدیل میشود که مسئولیت، دسترسی، محرمانگی، کیفیت و استفاده از آن مشخص باشد. بدون این سازوکار، دادهها یا در اختیار افراد و واحدهای خاص باقی میمانند یا به دلیل نگرانیهای امنیتی و حقوقی، اساساً قابل استفاده نمیشوند. در این مرحله، آزمایشگاه به سازمان کمک میکند تا اصول و قواعد اولیه حکمرانی داده خود را طراحی کند.
خدمات این بخش شامل تعریف نقشها و مسئولیتهای مرتبط با داده، پیشنهاد سطحبندی دسترسی و حفاظت از داده، چارچوب اولیه حریم خصوصی، محرمانگی و امنیت داده، و طراحی سازوکار هماهنگی میان واحدهای دادهدار سازمان است.
B7. آمادهسازی داده برای تحلیل، رصد و گزارشدهی
در پایان این مسیر، سازمان باید بتواند دادههای اولویتدار خود را برای ورود به مرحله تحلیل، رصد و تولید گزارشهای تصمیمیار آماده کند. این مرحله پلی میان زیرساخت داده و تولید دانش سیاستی است.
در اینجا سازمان از وضعیتی که دادهها صرفاً در سامانهها و فایلها انباشته شدهاند، به وضعیتی نزدیک میشود که میتواند با اتکا به دادههای سامانیافته، روندها را رصد کند، مسئلهها را دقیقتر ببیند و گزارشهای تحلیلی قابل اتکا تولید کند.
خدمات این بخش شامل مجموعه دادههای استاندارد و آماده تحلیل، طراحی اولیه گزارشهای مدیریتی و تحلیلی، تعریف دادههای ورودی برای داشبوردها و سامانههای رصد، و آمادهسازی سازمان برای ورود به کدهای تحلیل، مدلسازی و تصمیمسازی.
B8. طراحی داشبوردها و تولید آمار توصیفی منظم
در گام نهایی، دادههای سامانیافته به خروجیهای قابل فهم برای مدیران و تصمیمگیران تبدیل میشوند. این مرحله شامل طراحی داشبوردهای مدیریتی، گزارشهای دورهای و تولید آمارهای توصیفی است که بتوانند وضعیت سازمان را بهصورت روشن، بهروز و قابل مقایسه نمایش دهند.هدف این مرحله آن است که دادهها از حالت خام و پراکنده خارج شده و به ابزارهای روزمره تصمیمسازی تبدیل شوند؛ بهگونهای که مدیران بتوانند بدون نیاز به پردازش دستی دادهها، روندها، انحرافها و نقاط بحرانی را بهسرعت مشاهده و تحلیل کنند.
خدمات این بخش شامل طراحی داشبوردهای مدیریتی و عملیاتی، تعریف شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) و نحوه نمایش آنها، تولید گزارشهای آماری توصیفی دورهای (روزانه، هفتگی، ماهانه)، طراحی قالبهای استاندارد برای ارائه داده به مدیران، و ایجاد امکان رصد مستمر عملکرد و روندها است.
این مسئله برای سازمانها و نهادهایی مناسب است که با یکی یا چند مورد از وضعیتهای زیر روبهرو هستند:
- دادههای آنها در چند سامانه، فایل یا واحد مختلف پراکنده است.
- برای دریافت یک گزارش ساده، نیاز به مکاتبه و تجمیع دستی اطلاعات دارند.
- میان دادههای واحدهای مختلف تناقض وجود دارد.
- شاخصها و مفاهیم کلیدی در واحدهای گوناگون تعریف یکسانی ندارند.
- دادههای فراوانی تولید میکنند، اما برای تحلیل و تصمیمگیری قابل استفاده نیستند.
- نمیدانند کدام دادهها واقعاً برای تصمیمهای مهم سازمان ضروریاند.
- برای طراحی پایگاه داده، سازوکار یکپارچهسازی یا حکمرانی داده به نقشه راه نیاز دارند.